تبليغاتX
منم هستم دیگه ...

ok

here i am

 Entirely alone

because i wan' it this way

!
sometimes i do somethin' that most of the time i don' like it to be that way

!
but it's jus' life

N life is like this

N was like this

N always will be

jus' playin with words

this sweet game

...

i don' know

i miss you baby,

miumiu avaz mishe

...

 

+ نوشته شده توسط some one who named SHADAB در یکشنبه 1390/08/29 و ساعت 13:25 |

hey C'mon babies

im on

:)

سلام به دوستان قدیم و جدید و نا شناخته و شناخته و در حال شناسایی و اونا که قراره بعدا بشناسمشون

سلام به همه

قراره از امروز دوباره اینجا وضعیت holu shit پیاده کنم

بشینم براتون ...شعر بنویسم :)

که هم من حالشو ببرم هم شما

Ok

یکی بود یکی نبود

یه یارو بود یه موقع خیلی وبلاگ مینوشت حتی روزی 2 بار ...شعراشو up میکرد

(البته که اون موقع ها چقدر با تربیت و polite و ازین قبیل ...شعرا بود

بعدا تحا فشار جامعه از بیتربیتی داره میترکه

:)

البته که بی تربیتی هم عالم شیرین و خوشمزه خودشو داره

میدونین که

فقط باهاس جلو مامان و بابا جلو دهن رو گرفت برای جلو گیری از سرویس شدن جلو بندی دهان و دندان :)

OK OK OK OK

خلاصه این یارو بی تربیته دری وری زیاد مینوشت

بعد یه خورده ماتحتش وضعیتش فراخ شد ننوشت و ننوشت تا که نوشتن یادش رفت

اما حالا همون یارو ه از سر بیکاری میخواد یکم بنویسه

از سر دلتنگی

:)

up mikonam tond b tond :)

+ نوشته شده توسط some one who named SHADAB در جمعه 1390/06/11 و ساعت 23:43 |
 

کاش پیشم بودی

میدونم که هیچ وقت اینا رو نمیخونی

ببین که چقد دلتنگتم که جای دری وری های خودم از تو اینجا مینویسم

+ نوشته شده توسط some one who named SHADAB در شنبه 1390/06/05 و ساعت 14:7 |
من  مجردم اما یه هوو دارم اونم یه هووی ی خیلی خیلی وحشیا     

 

 

 

فکر میکنین کیه؟ مامانم

+ نوشته شده توسط some one who named SHADAB در شنبه 1390/05/08 و ساعت 20:13 |
سلام به دوستای جدیدم

باید بگم که سال پیش این موقع به قبل من کلی فعال بودم نمیدونم پست های قبل رو خوندین یا نه

اگه نخوندین بخونین

قول میدم فحش و چیزای بی تربیتی نداره :) البته میدونم از خداتئنه که اونطوری باشه چون منم اونطوری دوست دارم

خلاصه

حالا میام آپ میکنم :)

میخوام یه صحنه از خودمو در حال آفتاب گرفتن توصیف کنم

!

بعد از این که از پیش پورتراب برگشتم تو اون گرمای جهنمی :) یه راست اومدم خونه بیکینی پوشیدم برم آفتاب بگیرم ! کدوم آدمی باد خنک و قلقلک دهنده ی خوشمزه ی کولر رو ول میکنه سر ظهر بره آفتاب بگیره ؟ من !!!!!!!!


بعد مامانم که متخصص دادن اخبار ناگواره گفت که روغنت تموم شده

!
من دوباره شال و کلاه کردم تو همون گرمای جهنمی مزبور رفتم از داروخونه شامپو و روغن و دری وری خریدم

بعد صرف نظر از بقیه جزئیات غم انگیز کسل کننده رفتم آفتاب بگیرم

بعد نشستم به روغن کاری با کلی زحمت سعی کردم روغن بزنم که موفق نشدم کامل روغن کاری کنم

بعد که تازه اومدم بخوابم ! گوشیم زنگ خورد

طی اون مدت مدیدی که دوست پشت خطمون فک میزدن تمام روغنای دست من رفت !

بعد از تموم شدن اون ارتباط تلفنی که در مجموع به ضرر من بود سعی کردم مراحل روغن کاری رو دوباره تکرار کنم

بعد میام یه موزیک خوشگل از michael buble  (( خواننده مورد علاقه ام که توصیه میکنم حتما گوش کنید شاهکاراش رو که به غایت ژوست میخونه )) play کنم که گوشی میفته رو زمین و به ۱۸ تیکه تقسیم میشه

درست مثل موقعی که از کمپانی دراومده بوده البته قبل مونتاژ شدنش

بعد سرهم بندی گوشی ! دوباره سعی میکنم که یکم آروم بگیرم که یکم برنز شم !
بعد دستم میخوره به روغن روغن میفته زمین و تمام زمین پر روغن های نازنین میشه

بعد سر و سامون دادن به روغن از دست رفته دوباره چشامو میبندم و آروم میگیرم !

بعد وقتی آپ اسپری میکنم آب رو به جای اینکه بذارم رو میز میندازم زمین

نصف آب هدر میره ..!

بعد که دارم از کم آبی میمیرم و تنبلی هم اجازه نمیده که برم آب بیارم و دارم در همون حال پوست میندازم تصمیم میگیرم که برم ناهار بخورم و قید آفتاب گرفتن رو بزنم

+ نوشته شده توسط some one who named SHADAB در چهارشنبه 1390/04/29 و ساعت 16:17 |
سلام دوستان

به این دلایل من up نیستم به مدت یک سال و اندی :)

۱-خونه dial up دارم

اونایی که هنوز dial up دارن میدونن dial up یعنی مرگ مطلق

۲-یکم وقتم پر استش

۳-این

۴-اون

۵-اینطوری

۶-اونطوری

+ نوشته شده توسط some one who named SHADAB در دوشنبه 1390/04/27 و ساعت 13:1 |
کاش من یه اسب بودم :)

البته از نوع وحشی

+ نوشته شده توسط some one who named SHADAB در سه شنبه 1390/03/10 و ساعت 22:39 |
 

 

من تنهام :)

همیشه بودم

درستشم همینه

 

+ نوشته شده توسط some one who named SHADAB در سه شنبه 1390/02/27 و ساعت 10:37 |
 

چرا وقتی تاس میندازم جفت نمیارم ؟؟؟

 

وقتی هم که جفت میارم جفت ۱ میارم

 

 

+ نوشته شده توسط some one who named SHADAB در یکشنبه 1390/02/25 و ساعت 11:10 |
 

 

 

خسته شدم

 

+ نوشته شده توسط some one who named SHADAB در چهارشنبه 1389/07/07 و ساعت 10:14 |
 

 

حالا که فعلا وقت خواب ندارم چه برسه به Up کردن و این جلف بازیا

 

جدا همینجا از همه دوستانی که از دست من ناراحتن معذرت میخوام 

به خاطر بدقولی

جواب ندادن به tell

and ETC ....

چون واقعا busy ام و از صب تا شب سر کارم

من appology

 

 

 

هر نظر معادل 1 روز busy بودن

+ نوشته شده توسط some one who named SHADAB در دوشنبه 1389/06/08 و ساعت 10:18 |
 

 

آخه شهره آغداشلو ؟؟؟؟؟

عناصری از دوستان هستن همش دنبال مشابهین اینجانب هستن

تا حالا بیشترناش

!
گلشیفته فراوانی !!!!!!!!!!!!!!!!!

salma hayek

vanessa همسر johnny depp

شهره آغداشلو جدید ترینشه که کارگردان یه تئاتری که تازگی باهاشون همکاری میکنم دوون دوون اومد گف میدونی شبیه شی !!!!!!!!!!

 

 

هر نظر معادل 1 شهره آغداشلو 

 

 

 

+ نوشته شده توسط some one who named SHADAB در شنبه 1389/05/23 و ساعت 11:38 |
 

 

 

دوستان این عکس پروفایل متعلق به من است :

 

 

 

معلوم نیست این دختران فریب خورده چیه تو SPECIFIC پیچک اضافه کردن !

 

 

 

هر نظر معادل ۱ دختر فریب خورده !

+ نوشته شده توسط some one who named SHADAB در یکشنبه 1389/05/17 و ساعت 23:4 |
 

 

 

دوستان این عکس پروفایل متعلق به من است :

 

 

 

مرگ 

 

 

 

برای من

 

 

یعنی

 

 

vertoz شدن رو بی خیال شدن

 

و

 

 

یه نوازنده معمولی شدن

 

 

 

 

 

هر نظر معادل ۱ death

 

+ نوشته شده توسط some one who named SHADAB در چهارشنبه 1389/05/13 و ساعت 23:31 |
 

 

عمر این وب تموم شده

 

 

نمیبندمش

 

 شاید

 

 

یه وقتی

 یه جائی

یه موقعی

یه situation ی

یه روز خاطر انگیزی  

یه شب بارونی ی

یه range نامتعادلی

یه ساعت استثنائی

یه موقعیت بسیار معرکه

یه روز depressin'

یه rainy season

یه ......

....

.

.

خواستم بیام تو توش دوباره جفنگ بنویسم

 

 

babayyyyy babies

 

 

هر نظر معادل 1 bye

+ نوشته شده توسط some one who named SHADAB در یکشنبه 1389/05/03 و ساعت 11:57 |
 

 

میلیارد ها سال نبودم

 

 

epClon ی برهه ی زمانی روی زمینم

 

 

میلیارد ها سال نخواهم بود

 

 

مرا چه میشود از بودنم ؟

 

 

پ.ن.۱:

اما خب یه چیز این وسط به نفع منه !
بودن در برهه ای که چیپس و پنیر داره

 

 پ.ن.۲:ماه بعد رو یادت میاد ؟

 

 

 

هر نظر معادل یه epClon  بودن

 

 

+ نوشته شده توسط some one who named SHADAB در سه شنبه 1389/04/29 و ساعت 1:20 |
 

 

 

میدونی الآن آرزوی من چیه ؟

میدونی چی میخوام؟

 

۳

تا

آرزو دارم

 

 

۱-pass e faceboOOOk ام رو که یادم رفته یادم بیاد

 

 

 

2-برم کافه اخری

چیپس و پنیر !

 

 

3-sims 3

 

tamum shod

 

آرزوی تو

؟

 

 

 

 

هر نظر معادل 1 آرزو

+ نوشته شده توسط some one who named SHADAB در دوشنبه 1389/04/28 و ساعت 20:13 |
 

 

 

فعلا

 

 

 

 

 

 

 

هر نظر معادل ۱ silence

+ نوشته شده توسط some one who named SHADAB در پنجشنبه 1389/04/24 و ساعت 13:15 |
 

 

 

 

این نوشته رو فقط باید با یه موزیک خاص خوند
نمیتونم کاری کنم که گوشش کنید !
پس سعی کنید موزیک رو از فضای نوشته بکشید بیرون

 


تمرینای ......   2 روز در هفته بود ... اما تمرین های اضافی هم داشت
میرفتیم رودکی .... روزهایی که سکسیون نبود یه عالمه بودیم ... یه عالمه 100 نفر !
همیشه تمریناشو میذاشت سر ضهر ... و ما ساعت 3و4 free میشدیم ....
اون موقع بود که اون با این روابط اجتماعی قویش فقط به خاطر 1 نفر اونجا تنهای تنهای تنها بود
اون نفر هم اونو میذاشت و .... میرفت
بهمین راحتی .... روز های بد ولی چرا خاطر انگیز
یه روز از خود رودکی تا وسطای انقلاب زار زد و تنها رفت
uhum
من پشتش بودم
زار میزد
تنهایی تحمیل شده
اشک های  انباشته شده
راه پر از خاطرات
خیابون هایی که پر سر و صدا بودن اما واسه اون ..... سوت و کور
آرزوی نبودنش


..........................................


هر 4 نت یه آکسان

 


...


داد میزد
میگفت
بزنید پاشید برید خونتون
زیر چشاش گود رفته بود
از بس که تا نیمه شب بیدار نشسته بود آرانژمانت نوشته بود
اونم خسته بود
اما


....................


***


فک میکرد داره خستگی در میکنه
فک میکرد دوران خوبی از زندگیشه
دور خودشو شولوغ کرده بود
وخت سر خاروندن نداشت
وخت جواب دادن به گوشیش حتی
وخت SIMS بازی کردن حتی


***


خوشحال از گذر زمان
خوشحال ازینکه به عقب برنمیگردیم
خوشحال ازینکه همه چی بالاخره تموم میشه
نمیشه ؟
خوشحال از اینکه خیلی چیزا همیشگی نیستن
حتی خوشحالی ها
خوشحال از دور انداختن همه رومخ ها
خوشحال از ندیدن افسرده ها
خوشحال از نداشتن وقتهای تلف شده به پای بی ارزشی ها
خوشحال از نداشتن حافظه ی قوی
حداقل حافظه ای که هر 2 ماه یه بار کار میفته
!


***


بذا بره بیرون
با خودت لج کن
بذا بره
زه رو رها کن
همین

+ نوشته شده توسط some one who named SHADAB در سه شنبه 1389/04/22 و ساعت 14:53 |
چون برای اومدن به این بلاگ به کسی توضیح ندادم

 

برای رفتنم  جوابگوی هیچ کس نیستم

 

همش ۲ خط نوشته بودا....

بگذریم

یوخده مرد باشین

مرد بودن سخته اما سعی کنین بشین

 

 

 

 

+ نوشته شده توسط some one who named SHADAB در دوشنبه 1389/04/21 و ساعت 15:17 |
 

 

وواااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااای

چیپس و پنیر

فقط 1 جا

jAzZ

+

اخری

 

همین

دلم چیپس و پنیر و ژامبون با یه سرویس دلستر سیستم میخواداااااااااااااااااااااااا

سیستم

هیچی دیگه آرزو ندارم

 

 

 

دلم مهمونی میخواست اما نه با بودن بعضیا

حالا پشت هم 10 تا مهمونی دعوت میشمیم در عرض 10روز بعد تا 10 ماه قحطی زده مهمونی میشیم

 

 

چرا اومدی یه هو  ؟ خودتم یه هو رفتی ؟

تو یه دختر بازی حرفه ای اما حیف که ریخت نداری ...دلم واست سوزید ! اگه قیافه داشتیا الان ترکونده بودی

 akhhhhhhhhhhhhhhhhtf

in ya face

open ya mouth

give ya one taste

 

 

حسام جون من یه دونه ای عزززززززززززززززززززززززیزم

(فکر بد نکنید ... حسام پسرمه ...72 e   .... )

 

 

 

دخترای زمینی از پسرای هوایی و سر به هوا خوششون میاد و عکس قضیه هم صادق است !

کی گفته ؟ ؟ ؟ ؟ ؟ ؟



 

دو سی سل می دو سی سل فا می

(سر کیلید هیچی نداریم ... گام یوخ ماژور)

 

 

Whenever

Wherever

We meant to be togethe'

I'll be there N u'll be near !

...

 

 

میگما  من وقتی خوبم خوبم

ولی نمیدونم تا به محض اینکه بین من و مثلا یه نفر از رفیقان شفیق مشکلی پیش میاد اونوقت همه یکی یکی درمیان که مشکل داریم (البته لازم به ذکره که بگم که اونایی که یه هو در میان اون اولی رو نمیشناسنا >>>!)

 

 

 

خب ! هی منو بلند میکنه برقصیم بعد خودش غیب میشه ! وااااا ! مهمونی امروز  رو میگم <<<<  مورخ 20تیر 89

 

!

 

 

 

 

بعدش

آرزوم بنظرتون کی comes  true ?

 

هر نظر معادل ۱ چیپس و پنیر (با ژامبون) پس لطف کنید نظرم نداشتید نظر خالی بذارید

+ نوشته شده توسط some one who named SHADAB در یکشنبه 1389/04/20 و ساعت 21:29 |
 

 

shit زده شده به ....

 

 

؟

 

+ نوشته شده توسط some one who named SHADAB در پنجشنبه 1389/04/17 و ساعت 21:54 |
 

 

 

انقد با هم کار هنری فرهنگی کردن آخر سر باهم ازدواج کردن دیگه !

 (beyonce N jay-Z )

 

حالا شما چرا باید ساعت 10 صبح وقت تمرین بدی ؟ بعد ما بیایم اونجا ببینیم اصلا خبری از ساز و اینا نبوده ! رفتیم با چه اوضاعی (در حالی که شیوا انقد خوابش میومد که فرمون هی از دستش در میرف و منم که هیچی ! ) رسیدیم ! دیدیم داره در مورد سس خون صحبت میکنه ! که هم خوابگاهیش ویتنامی بوده همه غذا هاشو با سس خون میخورده ! کیهونم که همش با original accent     صحبت میکرد و سر صب هی مارو میذاش سر کار ... اگه عصر بود کیهان اونوقت میگفتم بهت کی کیو سرکار میذاره !

 

آها ... یکی میاد ... به مانع برخورد میکنه ! بعد برمیگرده میره با دوستش برمیگرده .... hahaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaa

 

بلللللللللللللللللللللللللللللللله ! من اینطورم

 

یکی رو میشناسم

اسمش شادابه

یک آدم ناجوریه

اصلا یارو رو دیدین راهتونو کج کنید وانمود کنین ندیدینش

خب ؟

باهاش اصلا نگردینا !

راستی آمارشم خواستین بیاین پیش خودم

 

 

 

شمام که مهمونی میگیری ! مامان مارم دعوت میکنی !!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

بله !
MR.Pourya!

 

آره بابا ! یه موقع میشه مامی حوصله اش سر رفته ! میاد علنی میگه ! عزیزم میخوام یه کم با هم مشاجره کنیم !
بله !

یه دوست داشتم دبیرستان بودم . یه دفتر خاطرات خیلی خصوصی داشت . یه مامانی داشت عصبی در حد la ligue SPANIA   ... این دوستم دفتر خاطراتشو هر روز up  میکرد درشو قفل میزد میذاش تو کشو !
یه روز مامانه درو بیهوا باز میکنه میبینه دفترو

میگه بدش من ... دوستم میگه نه نمیدم ! مامانه !!!!!!!!!! میگه من میرم بیرون تایم میگیرم 2 min  وقت داری قایمش کنی !!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!! بعد 2 min   میام اگه پیداش کردم که کردم نکردمم هیچی دیگه !
مگه قایم موشکه آخه
!
من بعد 4.5 سال هنو این قضیه تو ذهنمه ... پی نبردم به character   مامانش !

 

 



آهنگ dangerously in love – beyonce  (اللهم صل علی beyonce  و آل beyonce  ) ! یادآور روز گرم تابستون سال  88  تو خیابون تخت طاووس که من داشتم با بچرخون عکس بگیر بچرخون آهنگ گوش کنم گوشش میدادم ! تو زنگ زدی ! دیروزش میکروفن بچرخون عکس بگیر بچرخون آهنگ گوش کنم ترکیده بود ! فقط تو میتونستی ... بزنی من گوش کنم ! گفتی از فلونی به شاداب .... از فلونی به شاداب .... پشت سرتو نگا کن

Akhhhhhhhhhhh tof >>>><<<<…. In ya face >>>

Hahaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaa

 

آآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآره

اینه

خلاصه که یه دونه missi eliot   دارم خووووووووووووووووووووووووراک

تا اون هست ! من بشکن زنون میرم کل کل

بشکن زنون تهدیدش میکنم

Hahaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaa

Aoooooooooooooooooooooooooooooooooooooooooooooo

So

DANCE   ( ye mizan sokoot 4-4
DANCE   ( ye mizan sokoot 4-4
DANCE   ( ye mizan sokoot 4-4
DANCE   ( ye mizan sokoot 4-4
DANCE   ( ye mizan sokoot 4-4

DANCE   ( ye mizan sokoot 4-4
soraat besiar bala

PRESTO

DANCE zarbe aval mizan

3 zarb sukut

Intori

DANCE 2-3-4-

Harki tunest jayze dare

آخر هر میزان نفس گیری

 

Hahaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaa

 

 

و بدین ترتیب  i a craZy girl

F word

 

 

هر نظر معادل 1 دونه VICTORIA
nafahmiD Bkhial

 

 

 

+ نوشته شده توسط some one who named SHADAB در سه شنبه 1389/04/15 و ساعت 23:1 |

 

 

 

arash

farDn

meysam

mehrdad

(2)masoud

behnam

amir ali

(2)alireza

faez

milad

pourya

m,sahne

hamid

ali

saEd

ardeshit

(2)kave

aryan

morteza

 

 

N every one that i could'n mention in this list

 

i appologize

 

 

هر نظر معادل one appology

+ نوشته شده توسط some one who named SHADAB در دوشنبه 1389/04/14 و ساعت 1:4 |
 

 

شب های کنسرت رو دوست دارم

!
البته نه کنسرت های وحیدی !!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
شبهای کنسرت مخصوصا شب آخر کنسرت زیبا ترین و به یاد موندنی ترین شبا هستن

انگار داری با همه خدافظی میکنی

انگار داری میری سفر

شب آخر اجرا قبل اینکه اجرا شروع شه همه با هم بطرز عجیبی خوب میشن

همه همدیگرو بیشتر دارن دوست میدارن

همه با هم عکس میندازن(من از همه بیشتر عکس میگیرم)

بعد همه به هم خوراکی میدن <<خیلی خوبه این قسمتش >>

همه به هم دلگرمی میدن ... همه به همcross finger & victory  نشون میدن

همه به هم توجه میکنن ! یکی شال اونیکی رو درست میکنه (البته با اینکه شب اول شال من به کلیپسم گیر کرده بود و موهام بیرون بود هیچکی بهم نگفت! )  یکی کراوات اونیکی رو صاف و صوف میکنه ( من کراوات داریوش رو درست کردم اما خودش 2باره گند زد بهش) !

وقتی میریم رو سن همه به هم با حالت خاصی نگاه میکنن ( وقتی محمد حسین رو میدیدم ! با اون چال توی صورتش خنده ام میگرفت فاجعه ! ... وقتی داریوش ازون لبخند های زورکی مصنوعیش تحویلم میداد میخواستم پاشم بزنمش ... وقتی به فراز نگاه میکردم و اونم همش اینطوری بود!  !

انگار قراره قضیه بمب ناکازاکی و هیروشیما همون موقع رو همه پیاده شه !
همه با مهربونی بهم نگاه میکنن به هم لبخند میزنن ! البته غیر از محمد حسین که همیشه نیشش بازه شدید ! حتی وقتی موقع QUINTET  گند میزنه و tempo  رو تند و کند میکنه

وقتی توی سکوت ها یکی بلند خندید ! و من طبق معمول بعد 15 ثانیه بلند خندیدم و پیرو من شیوا نتونست خودشو کنترل کنه و خندید

در حالیکه کیان داشت victorya    میخوند و من داشتم خودمو میزدم که نخندم که کیان خنده اش نگیره

وقتی موقع سولوی من دوربین اومد تو صورتم و من هول شدم ! اما خراب نکردماااااااااااااااااااااااااا

و مراسم عکس گیری بعد اجرا

تا پاسی از شب

انگار هیچکس دلش نمیخواد که بره خونشون

منکه اونطوری ام

خیلی خوب بود

مخصوصا که موقع برگشتن ! آهنگ گوش میدادیم و داریوش چه چه میزد ! و آهنگ مورد علاقه من و شیوا رو RUMBA CE

I know u wan' me ,,, u know u I wancha !

خراب میکرد

 

کاش 1 سال طول میکشید

مخم دیشب تحلیل رفته !
راه حلی دارین ارائه بفرمائید !

 

 



هر نظر معادل ... معادل .... معادل 1 quarterrrrrrrrrrrrrrrrrrrrrrrrr

 

+ نوشته شده توسط some one who named SHADAB در شنبه 1389/04/12 و ساعت 22:4 |
 

 

دیدی آخر مخ منا خوردی ؟؟؟
اونقد حرف زدی تا که نظر منا عوض کردی

اما کذب محظه

محض ؟
من همشا تکذیب میکنم

:)

hahaaaaaaaaaaaaaaaaaa

هر نظر معادل یه کذب محذ

+ نوشته شده توسط some one who named SHADAB در شنبه 1389/04/12 و ساعت 1:56 |
یه سوال داشتم از محضر اساتید :


یه نفر اگه داره بازی اسپانیا پرتقال می بینه

و همزمان هات داگ میزده به بدن

و بعدش با گوشیش می حرفه

و then  یادش میره که داشته بازی رو میدیده

و آنگاه میره مسواک میزنه

و  سپس یادش می افتده داشته یه چیزی کوفت می کرده

در نتیجه میاد ادامه کوفتشو می کنه

but  فراموش میکنه که دیگه مسواک بزنه

و

...

آنگاه hence  though  سپس از این رو متعاقبا آیا :

این آدم باس بستری بشه؟ یا هنو جای امید هست؟ 


does it mean I'm doomed??

این روزا تو atmosphere  شعر زیبای زیر میباشیم. که ترجمه(!)ش از خودمه  و تو وبلاگم (ره) موجود...

بخون و نظر بدهشاید حالم خوب شد خدارو چه دیدی !



---------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

ps:

two thumbs up for Shadab's upcoming Concerrrtttooo

RNB:

Rock On Baby  !


+ نوشته شده توسط some one who named SHADAB در چهارشنبه 1389/04/09 و ساعت 13:36 |

 

 

in some different moOod

in some different nights

in some different weater

in some different words to say somethin'

in some different positions

 

 

with some different persons

with some different dillema s

with some different choices

with some different obsessions

with some different treatments

with some different feelings

with

with

......

to be faced with some unknown  N sweet  N bitter things

 

 

 

 

هر نظر معادل 1 some different

+ نوشته شده توسط some one who named SHADAB در سه شنبه 1389/04/08 و ساعت 3:50 |

دوستان گرام 

تنها چند روز پس از تصادف مرگبار masuud joon اکنون shadab jooon  گویا  پاش پیچیده و  آتل بندی نموده شده است


به علت هجوم امتحانات و تحویل پروژه ات و بـحرانات روحی جسمی عقلی گذرا به این جانب و  حادثه ی متاخر که برای شادی پیش امد نموده است 

لازم میدانیم وضعیت وبلاگ رو اضطراری و دوز آدرنالین را high  اعلام نموده

 از شما طلب ذبح گوسپند برای رفع بلا از این دو جوان رعنا -علی الخصوص شاداب - می نمایم

وعده دیدار as soon as possible  پس از بهبودی شادی و فراغ بال مسعود با وضعیتی بهتر...


+ نوشته شده توسط some one who named SHADAB در شنبه 1389/04/05 و ساعت 18:26 |

حماقت ملتهارو میشه از خیلی چیزا فهمید، 

مثلا با یه بار سوشی خوردن حجم ِمغز  ملت غیور ژاپن دستت میاد

این از غذا خوردنشون 

 

اونم از سامورایی های روانپریش که اگه تو یه کوچه بن بست گیر بیفتن یا چمیدونم صبح از BRT جا بمونن یا ...  ، سر ِ هیچ و پوچ میزنن دل و روده ی خودشونو با شمشیر  میپاشن رو درو دیوار  (عمل شنیع Sekuku )

حالا بد بختی ما ایرونیا م  چنتا نشونه بارز داره

یکیش همین "NEWS انجز " خودمونه

 

چندروز پیش قبل از یه حادثه ی کمی تا قسمتی نزدیک به مرگ (در ادامه میگم)  با یه اشتباه نا بخشودنی

دستم رفت رو 

" NEWS انجز "

گفتیم جهت تغییر مزاج بشینیم" report انجز " ببینیم  

اونم چه گزارشی ؟ 40 دقیقه افاضات  در مورد نمایشگاه محصولات حلال !!!!

از راسته گوسفند و پنیر و ماست بگیر تا  CDو DVD  حلال ؟!!

WHT? ur talkin' to me?

آخر گزارش :

برادر خوش صدای گذارشگر مث اسپارتاکوس پاهاشو واکرده جلو دوربین :

" به زودی محصولات حلال تمام بازار های حهانی را تسخیر میکنند . "

5-6 دقیقه فکر میکردم چه جور فحشی میشه به این گل پسر داد که بتونه همه احساساتمو یه جا منتقل کنه

البته چون انرژیمو رو معمای CD گذاشته بودم به نتیجه ای نرسیدم!

--------------------------------------------------------------------------------------

چند دقیقه بعد

موقعیت من  :

مسعود -2 minمونده به امتحان-  سویچ ماشین - سرعت ملکوت اعلا -  Elvis داره عربده میزنه -این تویتا چرا اینطرفی میاد؟- چرا 

ترمز کار نمیکنه؟ - BANG !!!!  -  ماشین رو هوا - حرکت آکروباتیک - ماشین چپ -  مسعود ... !- 

عالم هپروت- مسعود بیرون  - جرو بحث - پلیس - التماسای راننده ی 50-60 ساله که جای اَبــَـوی بندست ! - اشک تمساح 

واسه اینکه خسارت به من نده - مسعود تهوع -oh shit  امتحان - استاد ردیف - امتحان سمبل - yeah wht eve'و....

-------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

ps:

 1 - معماری مگه همش چنتا امتحان کتبی داره که واسه هر کدومش باید اینجوری کفاره بدم آخه ؟

2 - 

(CD حلال ینی مثلا چی؟ 

ینی اگه توش هایده ضبط کنی واست ممد نبودی پخش میکنه؟

ینی اگهDr Zhivago  تو DVD حلال ضبط کنی بعدشplayکنی  نقش جولی کریستی رو پروانه معصومی بازی میکنه ؟

ینی اگه  Eyes Wide Shut  تو DVD حلال کپی کنی جاش "از کرخه تا راین" نشون میده؟

ینی  موقع افطاری CDبا نون سنگک میذارن ور ِ لــُـپشون یه چایی حلالم روش؟؟

جل الخالق !!!)

+ نوشته شده توسط some one who named SHADAB در شنبه 1389/04/05 و ساعت 18:25 |